امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

مسافری از بهشت

سرلاک خوردن امیرعلی

عزیزدل مامان یک روز صبح مثل همیشه برات سرلاک درست کردم که بخوری.شما قدری از سرلاکت رو خوردی اما خیلی استقبال نکردی،به نظر می اومد خیلی میل نداری.دائم دستت رو دراز می کردی تا ظرف غذات رو از من بگیری،من هم ظرف رو گذاشتم جلوت تا ببینم می خوای چه کار کنی. اولین کاری که کردی این بود که ظرف رو برگردوندی و مقداری از سرلاک رو ریختی،و بعد اینجوری به من نگاه کردی!! من هم گفتم ایرادی نداره عزیزم هر کاری که ازش لذت می بری انجام بده.و این هم ادامه ماجرا... خوب اول با دستهام حسابی همش بزنم... امیرعلی:مامانی می تونم بقیش رو هم بریزم؟؟ مامانی:بله عزیزم راحت باش! امیرعلی: :))))) خوب اینم از بقیش،حالا خیالم راحت شد... ...
20 خرداد 1393

هشت ماه و نوزده روزگی

عشق مامان جمعه 16/3/93 یک کار جالب کردی و من و بابایی رو ذوق زده کردی! حدود ساعت 5:30 بعد از ظهر من و شما رفتیم بیرون تا قدری دوچرخه سواری کنی،تقریبا نیم ساعتی بیرون بودیم.وقتی برگشتیم خانه حسابی خسته بودی و خوابت برد.وقتی بیدار شدی،برات عصرانه(پوره سیب زمینی و شیره گوشت) آماده کرده بودم.شما هم با دیدن ظرف غذات تو دستم متوجه شدی که وقت غذا خوردنه و ذوق کردی. بیشتر عصرانه ات رو خورده بودی،شروع کردی به بازیگوشی و این طرف و اون طرف رفتن.من هم احساس کردم دیگه سیر شدی که داری شیطنت می کنی به همین خاطر ظرف غذات رو گذاشتم رو اپن.وقتی برگشتم پیشت یک کم بهم نگاه کردی و قدری مکث کردی،بعد گفتی "به به"... من و بابایی با این کارت کلی ذوق کردیم ...
16 خرداد 1393

کلام ماندگار

حضرت علی (ع) فرموده اند : عجب دارم از آن کس که عواقب بد لذت های مضر را می داند چگونه از آنها دست نمی کشد. منبع : غررالحکم، ص494 ...
16 خرداد 1393

خوشبختی یعنی...

​خوشبختی یعنی صبح با حس کردن دستهای کوچولوی نازپسرت روی گونه هات از خواب بیدار شی...وقتی بیدار شدی ببینی دو تا چشم خوشگل و مهربون بهت زل زده و منتظر بیدارت کنه...و وقتی می بینه موفق شد و تو چشمهات رو باز کردی یک خنده شیرین و دوست داشتنی تحویلت بده و خودش رو برات لوس کنه...این یعنی ته ته ته خوشبختی...خدایا شکررررررررر ...
16 خرداد 1393

فقط برای تو...

با تمام مدادرنگی های دنیا به هر زبانی که بدانی یا ندانی! خالی از هر تشبیه و استعاره و ایهام... تنها یک جمله برایت خواهم نوشت: دوستت دارم،دوست داشتنی ترین پسر دنیا ...
12 خرداد 1393

افسوس...

عزیزدلم،امروز مامانی زیاد رو به راه نیست.هم حالم گرفتس و هم دلم!!!قبلا برات گفته بودم قراره آخر خرداد ماه بریم زیارت خانه خدا،اما نمی دونم چه حکمتی تو کار خدا هست که قسمتمون نمیشه.این بار هم به خاطر سلامتیه شما مجبوریم علی رغم اشتیاق بسیار زیادی که برای این سفر داریم،انصراف بدیم!!! آخه چند وقتیه که یک بیماری مسری به نام "کرونا" تو عربستان شایع شده.بابایی با چندتا پزشک مشورت کردند و اونها توصیه کردند چون شما سنت کمه ،بهتره ما از این سفر انصراف بدیم.یکی از راههای پیشگیری از ابتلا به این بیماری رعایت نکات بهداشتی و شست و شوی دائم دست و صورت هستش که رعایت این نکات تو این سن برای شما خیلی مشکل هستش.شما الان حسابی کنجکاوی و دوست داری به ...
12 خرداد 1393

ماشین بازی

امیرعلی هم مثل بیشتر پسرها از ماشین بازی خوشش میاد.اما نحوه بازیش قدری متفاوت هستش!وقتی هر ماشینی بهش میدم ماشین رو برمی گردونه و بعد با دستهای کوچولوش لاستیکهاش رو می چرخونه و اینجوری بازی می کنه.جالبه وقتی هم از خانه بیرون می ریم لاستیکها های اتومبیلهای در حال حرکت توجه امیرعلی رو به خودش جلب می کنه و فقط به اونها خیره میشه.این هم فندق دوست داشتنی من در حال بازی با ماشین... ...
10 خرداد 1393